احمد قلى زاده
45
واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
اينجا از اصالة عدم النقل استفاده مىكنيم . اصالة العموم « 1 » مورد كاربرد اين اصل ، جايى است كه متكلم ، كلام را گفته و مخاطب احتمال مىدهد كه متكلم تخصيص زده باشد و مراد واقعىاش خصوص باشد ولى يقين به وجود تخصيص ندارد اينجا تمسك به اصالة العموم مىكند مثلا مولى گفت : « اكرم العلماء » مخاطب احتمال مىدهد كه مرادش خصوص عادل بوده ولى يقين ندارد و اينجا به اصالة العموم تمسك مىكند . اصالة الوقف غزالى : برخى از معتزله مىگويند : اصل در اشياء ( قبل از ورود شرع ) اباحه است . در اين مورد برخى قائل به حظر و جمعى قائل به وقف هستند . به مبحث « اصالة الحظر » رجوع شود . بنا به نظريه توقف در هر موردى كه علم به تكليف شرعى نداشته باشيم بايد تا روشن شدن نظر شارع توقف كنيم . شيخ طوسى ( رحمه اللّه ) توقفى است همان گونه كه اخباريها اعم از شيعه و سنى طرفدار اين نظريه هستند جهت استدلال به روايات بسيارى نيز تمسك جستهاند . 1 - امام صادق ( عليه السّلام ) مىفرمايد : در مورد مشكوك ، توقف بهتر از وقوع در هلاكت است . همانا هر حقى حقيقتى دارد و هر درستىاى نور و درخششى ، پس هرچه كه موافق كتاب خدا باشد آن را اخذ كنيد و هرچه را كه مخالف باشد رها كنيد . 2 - در روايتى پس از ذكر ملاحظهء مرجحات در مورد دو خبر متعارض نهايت
--> ( 1 ) . اصول الفقه - ج 1 ص 30 - 29 .